خودارضایی نوستالوژیک و رخوت بی عملی
می گویند گذشته چراغ راه آینده است.
من بر این باورم که از رویدادهای رفته بیاموزیم امّا در هیچ ایستگاه گذشته در جا نزنیم.
شوربختانه بسیاری از هم نسلی های ما هستند که وابسته به دنیای مَجاز، برای گذشته آن چنان هر روز آه می کشند که مغزشان منقبض شده، چشمانشان آب آورده، دچار نزدیک بینی سیاسی آستیگماتی شده و از تجسم آینده و آمادگی برای همراهی با نسل نوجوان و جوان کنونی وا مانده اند.
آگهی بالا را افرادی دست به دست می گردانند، عناصری بی خاصیت که من آن ها را اوپوزیسیون زیر پتو نامیده ام.
می دانیم امثال آن ها در توجیه و تثبیت اوضاع کنونی کم نبوده اند...جراَت هیچ اعتراضی ندارند...بارها راَی داده اند، از کارکنان گوسفندی بوده، به زیارت ها رفته ولی اکنون عاطل و باطل با هر خبر، عکس و فیلم مربوط به دوران شاه شهید(محمد رضا پهلوی کشته پس از عمل جراحی به طرز ماهرانه ای توسط پزشکواره های فرانسوی) حالی به حالی می شوند...
برای تغییر اوضاع حال هیچ کار عملی نمی کنند. حتّا نسبت به دریافتی ناچیز بازنشستگی اشان هم اعتراضی ندارد...از خیابان می ترسند!
آمران پخش نمادهای نوستالوژیک که در دستگاه حکومت حضور دارند، به خوبی برنامه ریزی کرده اند که فرد فاقد تفکر و تحلیل مستقل که از شرایط کنونی به ستوه آمده، با نوستالوژی دچار اعتیاد خود ارضایی می شود. سپس جمود فکری و انفعال به سراغش می آید...
خروجی ی نهایی؟
آخر و عاقبت فرد معتاد به نوستالوژی:
پیدایی افسردگی است که کم کم منجر به آلزایمر و قطع ارتباط او با حافظه ی جمعی می شود..
■
برچسب:
نویسنده: سپیده رستمی