محصولات فایبر گلاسی در خطِ تولید انبوه:
آن ها همه مانند هم هستند: ارزان، کم دوام، فاقد استحکام و بدونِ زیباییِ منحصر به فرد، درست مانند آن چه شعربازان تحویل هم می دهند!
رژیم تمامیت خواه/توتالیتر و عمله های فرهنگِ بنده پرورش
اگر این اصل به اثبات رسیده ی جامعه شناسی در پیوند با مردم شناسی را بپذیریم که هر حاکمیت فرهنگی را گسترش و مورد حمایت قرار می دهد که حافظ منافع و نگهدارنده ی قدرتش باشد؛ بیشتر به اهمیت ادبیات(شعر، داستان، نمایش و نقد) و میزان کینه ورزی اولیایِ امور با نامحرمان فعّال در فضاهای فرهنگِ مورد تصاحبشان پی می بریم.
در چند دهه ی رفته و به ویژه سال های اخیر، درگیر جریانی از تولید فایبرگلاسی هستیم که برچسب "شعر" به محصولات می زند.
چرا فایبر گلاسی؟ چون تولیداتشان مانند یک قطعه ی مشابه از هر گونه رنگ و عطر زندگی محروم است. آن چه را در جوی حقیرِ فضاهایِ مجازیشان به خورد آدمک هایشان می دهند که به گودالی می ریزد(به تعبیر زنده یاد فروغ فرخزاد)، فاقد هر نوع خلاقیت، اندیشه ورزی و نوآوری ست.
این است سندروم یا نشانگان بیماری "خویش شاعر فرمایی" :
هیاهوی نوشته هایِ مانند هم؛ و ادعاهای "شاعرِ آخر زمانی" کردن؛ انتشارِ کتاب هایی باد کرده رویِ دستشان که به مثابه ی اسناد قطعیِ بیسوادی، بد سلیقگی، دزدی های ادبی و سرسپردگی به ولی نعمتان بالانشینشان هستند.
این ها در یک رده با هم: گدایِ شهرت(به هر بها برای بقای انگلی)، تعریف و تمجیدها هستند و برآشفته از هرگونه نقد و سخن سنجی.
برای خرسواری به مرید و مرید پروری رایج روی می آورند و در جهت حفظ منافع فردی خود، انگ زنی به افراد ناوابسته را همه گیرِ گله هایشان می کنند.
در رساله ی "شعر از ناشعر" که به زودی منتشر خواهم کرد، کتاب ها و نام هایِ واقعی این شیادان راسته ی شعر را ذکر کرده و ترفندهایشان را آشکار ساخته ام.
این گرداننده های "ادبی"(ماَمورای از بالادستور)که تا کنون سد راه زیبایی اندیشی و مزاحمِ استعدادهایِ بکر جوان بوده اند، به موازاتِ گولبازان سیاسی(کِژ داده سازان/ جاعلان گزارشها/ disinformation makers) دارند وظایف محوله ای را اجراء می کنند:
-برای آن که اولیگارشی ها خاطر جمع شوند نفس کشی در عرصه ی آگاهی رسانی خودی ننماید، باید قبولاند که دوره ی انقلاب، شعر سیاسی و رسالت شاعرانه به بن بست رسیده و "ادبیات واقعی" فاقد شعار و رسالت اجتماعی ست.
-پس هر میداندار انحطاط طلبی مورد نظر آن ها باید ثابت کند که صاحب سبک و سیاق تازه ای است.
-به فرموده: ترمزعلی ها، صالحی گداها، آقا بیگ ها باید این خط را جا بیندازند که دوران فردوسی ها، حافظ ها و مولاناها تمام شده است. پس، این شما و "شعرِ" کَفتار! ؛ پساکَفتار! ؛ فراکَفتار! ؛ فرا نُ؛ ردا نو! ؛ سبک نوبرِ متری راییک! و...و..
مشخصات واقعی این افرادِ کاه توبره ای، تحلیل ناشیگری های کلامی آن ها و سیر ترفندهایشان به طور مشروح در رساله ی "شعر از ناشعر" درج گردیده، با این امید که: فَاعتَبِروا یا اولی الاَبصار...
ای دارندگان بینایی عبرت بگیرید!
این دلالان توسط نوچه هاهایشان این جا و آن جا خودی می نمایند. شکار می کنند. برای رونمایی و معرفی اجرت می گیرند. با شماری انتشاراتی ها سهم بری می کنند و با زیر میز بعضی از ارشادی ها و مراکزی از ترک اعتیاد مشارکت جویی دارند...
به پایان کار نامده این حرف، حکایت ها هم چنان باقی ست.../ هاشم حسینی
□
برچسب:
نویسنده: سپیده رستمی