وداع نامه ی محمد علی شاه معزول، زبان حال او هنگام خروج از ایران(۱۱۸ سال پیش در هفتم مهر ماه ۱۲۸۸ که از بندر انزلی به روسیه پناه برد)
داد و فریاد ز دست فلک بوقلمون
که نمود این دل شیدای مرا کاسه ی خون
فصل پاییز به روسیه شدم راهنمون
ما که رفتیم از این مملکت امسال بیرون
تا به در زمان حاضر به ایران شه معزول که دید؟
ایهاالناس چُ من مفلس و بی پول که دید؟
خواستم ملت خوابیده مخیزند و نشد
خون خود در ره مشروطه نریزند و نشد
با شهنشاه ممالک مستیزند و نشد
هر قدر ظلم نمایم مگریزند و نشد
که گمان داشت سپهدار به ما جنگ کند
یا که سردار مُعز عرصه به ما تنگ کند
بختیاری ی سویِ طهران آهنگ کند
گرچه طهران خرک عمر مرا لنگ کند
نکشم دست ز قلیان تا روز ممات
این سخن گفتم و رفتم به محمد صلوات
به نقل از پنج مقوله(۱۷) استاد ناصرالدین پروین، مجله یِ فرهنگی و هنری بخارا، سال سی و یکم، مهر و آبان ۱۴۰۵، ص. ۱۱۸
معرفی شده در تابستان خوانده هایِ "آوای خاموش" و وبلاگ پرسه های اندیشه
☆☆☆
محمد علی شاه(مرگ در ایتالیا ۱۳۰۴ و به خاک سپرده شده در کربلا-زاده یِ ۱۲۵۱ تبریز) ششمین شاه قاجار
او در ۱۲ دی ۱۲۸۵ به سلطنت رسید و در ۲۸ دی ۱۲۸۵ تاجگذاری و تا فتح تهران به دستِ دلاوران بختیاری به رهبری سردار اسعد و همیاری سردار بی بی مریم (۱۲۸۸) حکومت کرد.
محمدعلیشاه که از مخالفانِ بی رحم استقرار حکومت مشروطه در ایران بود، مجلس شورایِ ملی را به کمک دیویزیون قزاق و از جمله گروه سرسپرده اش به فرماندهیِ رضاخان سوادکوهی(رضا شاه) به توپ بست و بسیاری از مشروطه خواهان از جمله جهانگیرِ صوراسرافیل را به قتل رساند و بسیاری از اندیشمندان مانند دهخدا فراری شدند. استبداد های صغیر و کبیر او معروف است...
او پس از پیروزی مشروطه خواهان به سفارت روسیه پناه برد و مجبور به ترک ایران شد. علمایِ دین و جناح محافظه کار مشروطه خواهان پس از وی پسر نوجوانش احمد شاه را به سلطنت نشاندند و در این میان، استعمار انگلستان که منافع خود را با استقرار دولت قانون و عدالتخانه در خطر می دید، زمینه های کودتای سید ضیا-رضا میرپنج را فراهم ساخت...
برچسب:
نویسنده: سپیده رستمی