خرید بک لینک

"...شور نوشتن شاملو خیلی برایم جذاب بود در همه حال: چه حالش بد بود، چه حالش خوب بود. چه وضعیت وحشتناک بود، چه بی پول بودیم، چه بدبخت بودیم، چه خوش بودیم، شاملو همواره می نوشت. او مثل یک آبشار مثل یک رودخانه بود، چشمه ای بود که می جوشید. و بعضی ها می خواستند جلوی این رودخانه را بگیرند که جاری نشود. این من را وادار کرد کاری کنم، که اتفاقَن این رودخانه خروشان تر بیشتر جاری شود..."/ آیدا سرکیسیان، ص. ۱۳ ماهنامه ی تجربه، شهریور ۱۴۰۵✒️

از پاییز خوانده ها/
Of the Fall Press Reviews

شماره ی ۴۸ دوره ی به‌روزِ ماهنامه ی تجربه(شماره ۱۹۷ پیاپی)، شهریور ۱۴۰۵ در دسترس قرار گرفته است.
دست اندرکاران آن را "ماهنامه ی فرهنگی، اجتماعی، ادبی، هنری و معلومات عمومی" معرّفی کرده اند.
مجله دارای هفت بخش اصلی است:
۱.ادبیات، ۲.کتابخانه، ۳.پوشه(در باره ی خودکشی)، ۴.سینمایِ ایران، ۵.مطالعات ایرانی، ۶.تاریخ و اندیشه(زیستن در حقیقت)، ۷.مقالات و نظرات

آیدا سرکیسیان(عشق پایدار شاملو تا دم مرگ، همکارش در کتاب واژه نامه ی کوچه، رفیقِ شفیق، مشاور و همیارش؛ و اکنون خانه موزه دار او) از آثار کتاب نشده یِ الف بامداد در ۱۷ جلد می گوید...

خواندنی هایی گزینه شده ام از این شماره ی "تجربه":
-سرمقاله/ پژمان موسوی: هیچ کس از "بی تفاوتی" سود نمی برد>>"جامعه" در لحظه ی واکنش ما به درد دیگری شکل می گیرد.

-گفت و گو با آیدا سرکیسیان: ما در خانه ای شیشه ای زندگی می کردیم.[همه از پنهان و آشکار آن خبر داشتند]

-روایت در میانه ی آشوب/ چرا هنوز باید از جنگ بخوانیم؟/ نوشتن زیر سایه ی جنگ

^ ^
ارزیابی کتاب هایِ "نظر به درد دیگرانِ"سوزان سانتاگ؛ " وحشت، عشق و شست و شوی مغزیِ" آلکساندر استاین؛ پروژه ی ادبی پنج گانه ی سوِتلانا آلکساندرونا الکسیویچ با عنوان "صداهایی از آرمان شهر" ؛
و "من فلوجه را به یاد می آورم" نوشته ی فرات العانی

-نامه ای به تاریخ بیست سال پیش:
"...از عرشِ توسعه یِ اجتماعی به فرشِ تعهد اجتمایی..."/ شهرداد میرزایی(نویسنده و ناشر)

-وقت خودکشی نهنگ ها>> پوشه ای در باره ی عزم جزم به خودکشی و درج دو شماره تلفن برای مشاوره پیش از این اقدام: ۱۲۳ و ۱۴۸۰

-زبان به مثابه ی میدان نبرد

-بوی تند خون در هوا>> در باره ی روزنامه نگاری ضد فاشیسم به نام کارل فون اوزیتسکی که باور داشت بزرگ ترین دشمن تمدن، نه اختلاف ملت ها، بلکه ستایشِ جنگ و قدرت نظامی ست...

-صفحاتی به یاد شهرنوش پارسی پور

-تنهایی هانا آرنت>>ارزیابی فیلم مارگارتافون تروتا در باره ی او

-توماس مان و ایستادگی در برابر دروغ

-گاندی و من

-همیشه استاد/ در باره ی "ایرج"که امرداد ۱۴۰۵ درگذشت و شجریان به او لقب "پهلوان آواز ایران"داده بود...

-همینگوی خبرنگار>> "‌...او جنگ را نه به عنوان مجموعه ای از رویدادها، بلکه به عنوان تجربه ای انسانی با ریتم، تنش و سکوت های معنادار می نویسد. زبانش اقتصاد مطلق دارد؛ هر کلمه ای که حذف می شود، به اندازه ی کلمه ای که نوشته می شود، اهمیّت دارد."(پرهام جناتیان، روزنامه نگار، ص. ۴۹)

-۸۰ سال پس از کنگره ی نویسندگان ايران، "به وقت وزارت فرهنگِ ملک الشعرای بهار به همِت انجمن فرهنگی ایران و اتحاد شوروی در تیر ۱۳۲۵"

-فروید و جنگ

-گفت و گو با استاد محمد استعلامی، ادیب و مصحح پیش کسوت که چهارم تیرماه امسال نود ساله شد|
یادآوری هایِ احترام برانگیز او از خدمات یاران و باورمندان محمد مصدق پس از او در دوره ی پهلوی دوم...

از میان کتاب های معرفی شده، دو عنوان نگاهم را خیره ساخته اند:
سایه های بی سر/ نویسنده سینا بشیری، طرح نو/کتابی که "وجوه آیروبیک و زیبایی شناسی رمان را تبیین می دهد" و
سیاست ایلی در ایران/ استفان کرونین؛مترجم حمید رضا یوسفی، نشر بیدگل، با محوریت این محور که "دولت متمرکز توانست بخشی از پراکندگی سیاسی را مهار کند و نهادهای تازه ای بسازد؛ اما از سویِ دیگر، این فرایند با حذف صداهای مختلف و تحمیل الگویی یکنواخت از ملت همراه بود..."

جا دارد، گزیده هایی از پاسخ های "آیدا در آینه"، بانویِ مانده بر سرِ پیمان را در روزگار هم چنان "دشنه در دیس" بنیوشیم:
-می دانید دوازده سال "کتاب کوچه" و تمام کتاب هایش را نگذاشتند منتشر شود...ص.۱۱
-کتاب شعر " آهن ها و احساس"ش را که ماَمورها وسط حیاط چاپخانه می ریزند روی هم و می سوزانند...ص.۱۲
-وقتی گفتند " جهان سوم: جهان ما"، به شاملو خیلی برخورد. واکنشش این بود که چطور ممکن است جهان ما جهان شما باشد؟ شما بر سرِ جهان ما چه آورده اید! شمایی که جنگ هایتان را آورده اید به کشورهایِ بدبخت جهان سوم، منابع اشان را می برید، سرکوب می شوند، توهین می شوند، تحقیر می شوند. همه ی این ها...پس نمی تواند جهان سوم ما جهان شما باشد...ص. ۱۴
-روز تولدِ [یک صد سالگی] شاملو در زمستان ۱۴۰۴...ص.۱۷
-علی رضا میبدی کتاب "میراث" احمد شاملو را که زندگی نامه بود برد و پس نداد...ص. ۱۷
-شاملو مدّتی برای پوری سلطانی[همسر مرتضا کیوان] نامه می نوشت...ص.۱۹

بایسته می دانم، با ذکرِ چند نکته به عنوان یک خواننده در راستایِ بهینگیِ دستاوردهایِ "تجربه"، ادایِ دین خود را به جا آورم:
-پرونده ی "خودکشی" ناقص و ناتمام است و این که بعضی از موارد خودکشی نه از سرِ استیصال، اختیار عمل برای رهایی و تن ندادن به ابتذالِ پروژه بندی و سازمان داده شده بوده: صادق هدایت در اعتراض به حاکمیت رجاله ها و سلطه ی پیرمردهای خنزرپنزری(مانند جنتی های این زمان) سکانس خاتمهی زندگی اش را کارگردانی و با موفقیت اجرا کرد. همین طور مایاکوفسکی که چه خوش الف بامداد خودمرگی اش را بهانه ای برای بیانِ هستی شکوهمند خود دانست:
حرفِ آخر
به آن‌ها که برای تصدی قبرستان‌های کهنه تلاش می‌کنند:
نه فریدون‌ام من،
نه ولادیمیرم که
گلوله‌یی نهاد نقطه‌وار
به خاتمهِ جمله‌یی که مقطعِ تاریخش بود ــ
نه بازمی‌گردم من
نه می‌میرم...(هوای تازه)

اگر به نامه ی پیش از خودکشی ویرجینیا وولف به شوهرش نگاهی بینداریم، در می یابیم او برای آن که مرد نازنین زندگی اش را بیش از آن نیازارد، به زیر آب رفت..‌.

و نگاهی به پیرامون بیندازیم:
آیا باشندگان دور و برمان به راستی نمرده اند؟ چرا که معنا از دست داده، بردگانی بیهودگی بر کول اند در خدمت مدیران بهشت آسای ابتذال شر..
□
هاشم حسینی، شنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۵
September 26, 2026

برچسب: نویسنده: سپیده رستمی تاريخ: شنبه 11 مهر 1405 ساعت: 9:30

صفحه بندی